موضوع :دشمن را توصیف کنید!
من در ابتدا باید بگویم که دشمن همان فلسطین است و فلسطینی ها موجوداتی وحشی هستند.من بارها دیده ام که این موجودات وحشی با سنگ جوان های مظلوم و بی گناه اسرائیلی را که لباس نظامی هم به تن دارند ترور کرده اند !
پدرم می گوید من وقتی بزرگ شدم باید نظامی شوم تا از شرف و حیثیت مملکتم دفاع کنم اما من نمی دانم که شرف و حیثیت چیست! و نظامی شدن را هم اصلا دوست ندارم همین که پدر ، مادر ، برادر و خواهرم نظامی هستند و از صبح تا شب با توپ و تفنگ به جان هم و دیگران می پرند بس است !
پدر می گوید تو غلط می کنی که دوست نداری مگر دست خودت هست و اگر بار دیگر از این حرف های بیجا بزنی هولا کاستت می کنم!پدر می گوید که هر کس را هو لو کاست کنند پدر سوخته می شود وعلت همه پدر سوختگی های ما را از هولو کاست می داند ! اما من می دانم که ما جد اندر جد پدر سوخته بوده ایم !
مادرم می گوید که روی نقشه سرزمینی است به اسم ایران که مردم این سرزمین هر کجا که کم می آورند مرگ بر اسرائیل می گویند من به مادرم می گویم که وقتی بزرگ شوم خودم یک تنه به ایران حمله می کنم و این سرزمین را از روی نقشه جهان پاک می کنم تا دیگر نتوانند مرگ بر اسرائیل بگویند ! مادرم می گوید که تو بالاخره یک چیزی می شوی! و من برای این که یک چیزی بشوم هرشب در خواب خودم را به یک موشک اسباب بازی می بندم و ایران را با خاک یکسان می کنم و هر روز صبح برای مادرم تعریف می کنم تا کیف کند!
برادرم می گوید که اسرائیلی که تجاوز نکند اسرائیلی نیست و وقتی می پرسم که تجاوز یعنی چه ؟! و به کجا ؟! می گوید من نمی دانم که تو کی می خواهی بزرگ شوی بهتر است همان انشایت را بنویسی!
ما از این انشا نتیجه می گیریم که تجاوز چیز خوبی است و فلسطین چیزی خیلی بدی است و بچه بهتر است به جای فکر کردن به این چیز ها انشایش را بنویسد تا وقتی بزرگ شد به ایران حمله کند و ایران را از نقشه جهان پاک کند !
به نظر شما غذا و غذا خوردن در فرهنگ های مختلف چه شکلی دارد؟ اگر می خواهید از این معما مطلع شوید ادامه را بخوانید:
آمریکایی : همه نوع غذا برای خوردن دارد ولی با تهدید اسلحه غذای دیگران را هم از آن ها می گیرد و می خورد !
اروپایی : همه نوع غذا برای خوردن دارد و از غذای خودش می خورد ولی دیگران را تحریک می کند که از غذای بقیه بخورند !
آفریقایی : از شدت گرسنگی می میرد ولی غذایی برای خوردن پیدا نمی کند !
هندی : اگر بتواند غذایی برای خوردن پیدا کند از خوشحالی کمی حرکات موزون می رود و سپس غذا را می خورد !
چینی : روزی سه وعده غذا می سازد و صادر می کند تا با پولش یک وعده غذا بخرد و بخورد !
ژاپنی : غذای پر خاصیت می خورد تا مغزش خوب کار کند و بتواند غذاهای جدید کشف کند !
عربی : به اندازه خودش و چندین همسرش غذا دارد ، دائما غذا می خورد ، غذای حاجت می کند تا دوباره بتواند غذا بخورد !
مالزیایی : هر وقت گرسنه شود به میزان نیاز بدنش غذای مناسب می خورد !
عراقی : فکر می کند غذا برای خوردن پیدا کرده ولی بعد از اینکه خورد و منفجر شد تازه می فهمد داخل غذا بمب جاسازی شده بوده !
افغانی : بسته های تریاک و هرویین را می خورد و قاچاق می کند تا بتواند غذا بخرد و بخورد !
فلسطینی : غذا دارد ولی کسی که غذا ندارد او را می کشد و غذایش را می خورد !
اسرائیلی : غذا ندارد ولی کسی که غذا دارد را می کشد و غذایش را می خورد !
برزو بیطرف
قدیمیها عجب حکمتهایی بلد بودند. برای هر اتفاق و واقعه و رخدادی (حالا کاری نداریم هرسهتای اینها یک چیز هستند!) یک ضربالمثلی، جمله قصاری، نکتهای، لطیفهای، چیزی توی آستین داشتند.
مثلاً قدیمیها در یک موارد خاصی میگفتند «یک یارویی را توی ده راه نمیدادند، میگفت وقت ملاقات خصوصی با جناب کدخدا برایم بگیرید.» حالا حکایت محمود عباس مشهور به ابومازن است که آمار محبوبیتش در کرانه باختری تقریباً به کف زمین رسیده و آنجا ولو شده ـ و در نوار غزه هم که اساساً محبوبیتی نداشت و اگر آن اطراف گیرش میآوردند خرخرهاش را مورد عنایت قرار میدادند ـ برای شرکت مجددش در انتخابات، شرط و شروط گذاشته است.
البته در اینجا آدمیزاد ضمن به خاطر آوری ضربالمثل یارو و کدخدا، حتی یاد این ضربالمثل هم میافتد که «آقای موش نمیتوانست از سوراخ داخل شود، یک دستگاه جارو شارژی هم به دم مبارک متصل میکرد.»
آقای ابومازن و رفقا با آن گندی که سر گزارش گلدستون بالا آوردند، اگر به قدر مثقالی حیا میداشتند باید اساساً ضمن تقدیم استعفا، از سرزمینهای اشغالی خارج میشدند و با اهل و عیال به انگلستانی، فرانسهای، آمریکایی، جایی تشریف میبردند و در آنجا ادامه حیات میدادند. حالا این کار را که نکردهاند هیچ، در انتخابات هم که بنا دارند شرکت مجدد بکنند هیچ، برای حضور مجددشان شرط و شروط هم تعیین میکنند!
حالا فکر میکنید شرط حضرتشان چیست؟ بله؟ نهخیر. خودتان ملاحظه بفرمایید:
«محمود عباس (ابومازن) رئیس موقت تشکیلات خودگردان فلسطین شرکت خود را در انتخابات ریاست این تشکیلات به توقف شهرک سازی رژیم صهیونیستی در سرزمینهای اشغالی مشروط کرد.» به عبارت دیگر ابومازن تهدید کرده است که «در صورت ادامه ساخت و گسترش شهرک سازی اسراییل وی در انتخابات شرکت نخواهد کرد.»
بخشید. ما هی یاد ضربالمثلهای فارسی میافتیم. به قول قدیمیها «یارو خیلی خوش پر و پاچه بود، لب پاسیو هم مینشست تا همه تماشایش کنند.» حتی به قول قدیمیترها: «نوشداروی بعد از مرگ سهراب به درد خانواده ابومازن میخورد.» این تریپ غیرت برداشتن بعد از مرگ سهراب هم از آن چیزهاست که فقط از برخی از اعراب برمیآید و لاغیر.
خودمانیم، اما این قدیمیها عجب حکمتهایی بلد بودند ها!
علیرضا لبش
-سخنراني يکي از سياستمداران اسرائيلي :
همگان مي دانند اسرائيل همواره مورد هجوم تروريست ها بوده است و از تروريست همواره لطمات جبران ناپذيري خورده است . سربازان بيچاره و بي پناه ما همواره توسط تروريست هاي فلسطيني مورد اصابت سنگ و كلوخ و از همه بدتر پاره آجر قرار گرفته اند . دنيا بايد براي مظلوميت سربازان فلسطيني زار بزند . يك بار هم خود من توسط يكي از اين عرب ها توي خيابان ترور شدم و به طرفم سنگ پرتاب شد .
مگر ما چكار كرده ايم كه اين طور با ما رفتار مي كنند . فقط زمين هاي بي ارزششان را به زور خريده ايم ، زمين هايي كه از اول هم مال خودمان بوده است . حتي ايران و هندوستان و چين و ماچين هم مال ماست و ما تا به حال نجابت به خرج داده ايم كه چيزي نگفته ايم .ما ملت بزرگواري هستيم که با آن فرهنگ و تمدن بزرگ آمده ايم و با اين انسان هاي سنگ پرتاب كن اوليه يك جا زندگي مي كنيم . ما حتماً بايد بمب اتم داشته باشيم تا بتوانيم در ميان ملت منطقه زنده بمانيم ، مثلاً همين ايران كه هميشه مي خواهد ما را ترور كند و مردمش شعار مرگ ما را مي دهند . دنيا خودش قضاوت کند ؛ اين ها تروريست هستند يا ما كه چند تا عرب پاپتي كه مي خواهند ما را از خانه و كاشانه مان بيرون كنند ، را ادب مي كنيم .
دنيا بايد بداند که صلح جوتر از اسرائيل وجود ندارد ، ما به فکر مردم فلسطين هستيم و چون نوار غزه يک نوار مبتذل است نمي خواهيم آن ها اين نوار را گوش بدهند و مي خواهيم اين نوار را از آن ها بگيريم ، حالا در کل دنيا چو انداخته اند که نوار غزه نام يک منطقه است و ما از همين جا اين قضيه را تکذيب مي کنيم .نوار غزه همانطور که از نامش پيداست يک نوار موسيقي مبتذل است .
شاید شما فکر می کنید من دروغ می گویم . بگذارید راستش را بگویم : ما با مردم غزه کاري نداريم ، آن ها خودشان مي آيند و مقابل گلوله هاي تفنگ و توپ و موشک هاي ما مي ايستند . ما اين تير ها را براي شکار آهو و کبک شليک مي کنيم ولي نمي دانيم چرا به مردم غزه مي خورد . ما از همين جا به مردم غزه اخطار مي کنيم اگر يک بار ديگر جلوي گلوله هاي ما بياستند ، به سازمان ملل شکايت مي کنيم و پول يک يک گلوله هاي هدر رفته مان را از حلقومشان بيرون مي کشيم.
شاید شما باز هم فکر کنید این عین واقعیت نیست . بگذارید واقعیت را بگویم :مردم غزه به طرف ما سنگ پرتاب کردند . ما کاری با آن ها نداشتیم ما راه خود را می رفتیم . از قدیم گفته اند : عاقبت سنگ پرتاب کن . بمب هسته ای پرتاب کن می شود . ما خواستیم جلوی یک فاجعه جهانی را بگیریم . حتی در آیین ما وجود دارد که سزای شکستن یک سر کشتن هزار نفر است آن ها سر پسر موشه مستخدم اولمرت را شکستند و ما هم در ازایش سر چند نفرشان را گمانم هزار نفرشان را شکستیم عوض ، عوض است . گله ندارد .
- سخنراني يکي از سران يک کشور عربي:
امروز مشکل اصلي جهان غذاست . غزه هم با غذا ارتباطي ندارد . نوار غزه هيچ ارتباطي به ما پيدا نمي کند و براي ما مهم نيست و دليلي وجود ندارد که صرفاً به خاطر تشابه آوايي غزه و غذا در اين سخنراني به غزه بپردازم . ما نياز به پيشرفت داريم و هر چه منوي رستوران هاي ما رنگين تر باشد ، مي توان به توسعه کشور اميدوار تر شد . ما حتي مي توانيم در مورد رخداد هاي گينه بيسائو يا ايرلند جنوبي يا جزاير جابلقاي سفلي صحبت کنيم ولي بحث در مورد غزه هيچ ربطي به کشور ما ندارد . تنها ارتباط آن ها با ما تشابه زباني است که آن هم يک باور غلط عاميانه است . من به شخصه بار ها تمام مراکز مجاز فروش کاست هاي موسيقي را جستجو کرده ام تا نوار غزه را پيدا کنم و گوش بدهم ولي مثل اينکه اين نوار وجود ندارد يا وجود داشته و ديگر تکثير نمي شود . ما بايد دولت اسرائيل را برادرانه در آغوش بگيريم و دست آن ها را به گرمي بفشاريم که طرح جمع آوري اراذل و اوباش منطقه را به خوبي اجرا مي کند.همانطور که گفتم مشکلات جهاني همه دارند يک به يک حل مي شوند و در نهايت تنها مشکل باقيمانده مشکل غذاست و من از همين تريبون شعار اصلي خودمان را اعلام مي کنم : غذاي بيشتر ، عرب هاي بزرگتر .
کابینه بهتر از این؟!
برزو بیطرف
روزنامههای صهیونیستی معمولاً کارهای بدی انجام میدهند. اما چند روز پیش، یک روزنامه صهیونیستی یک کار خوب انجام داد. این روزنامه که اول اسمش «یسرائیل یاهوم» است، فاش کرد وزیر جنگ اسرائیل از داخل آپارتمان مسکونیاش در تلآویو، با دوربین پیشرفتهای به چشمچرانی از منازل همسایههای خود میپردازد!
به نظر شما، حالا که وضع اینطور است، باقی مسئولان این رژیم ضایع، چه کارهایی انجام میدهند؟ این پرسش را با صاحبنظران مختلفی در میان گذاشتیم. جمعبندی نظرات آنها به شرح زیر میباشد:
موشه کاتساو، رئیسجمهور سابق:
موشه کاتساو (که همان موسی قصاب خودمان میباشد)، عادت دارد به همه کسانی که از جنس مخالف خودش هستند یکجوری نگاه کند. همکاران زن او میگویند او علاوه بر اینکه یکجوری نگاه میکند، یک کارهایی هم میکند. موشه عادت دارد ناهارش را در کنار منشیهای جوانش بخورد و برای این کار و کارهای دیگر به آنها پول پرداخت کند. او برای کمک به آرمان صهیونیسم، از بیتالمال حقوق نمیگیرد و اموراتش را از طریق رشوههایی که دریافت میکند میگذراند.
زیپی لیونی، وزیر جنگ:
زیپی لیونی با اینکه سالها افسر موساد بود، عادت داشت از پنجره آشپزخانهاش با لباس مبدل روی ماشینهای همسایه تخممرغ پرت کند. وی همچنین در روزهای تعطیل برای تمرین تیراندازی، با لوله خودکار پشت گردن بچه جاریاش را مورد اصابت شاهدانه قرار میدهد.
آويگدور ليبرمن وزير امور خارجه:
لیبرمن هر روز صبح پس از صرف صبحانه، زنش را به شدت کتک میزند و در جواب پرسش او مبنی بر اینکه «چرا میزنی؟» حرفهایی میزند که به لحاظ عفت عمومی از گفتن آنها معذوریم.
مناخیم مازوز، دادستان کل:
او علاقه زیادی به برقراری عدالت دارد. مناخیم عقیده دارد همه در برابر قانون برابرند، اما بعضیها برابرترند. او در هنگام دادرسی پاهایش را روی میز میگذارد و جورابش را در میآورد و هرکس به او اعتراض کند جورابش را توی حلق او فرو میکند. او متخصص برقراری عدالت در شکنجه است و توانایی دارد دوازده نفر را در آن واحد به طور عادلانه و یکسان مورد شکنجه قرار دهد. یکی از تواناییهای مازور تقلید صداست. وی یکبار در ایام جنگ 33 روزه، با تقلید صدای سیدحسن نصرالله، ایهود باراک را تا مرز سکته پیش برد. باراک با شنیدن صدا تصور کرده بود نصرالله و نیروهای حزبالله به تلآویو رسیدهاند.
سپهبد گابی اشگنازی، رئیس ستاد مشترک ارتش:
این فرد یکی از معقولترین مسئولان رژیم لجن صهیونیستی است. وی به جز عادات بد غذایی از قبیل پرخوری، آروغ، باد معده، ملچ ملوچ در هنگام جویدن، فساد مالی، فساد اخلاقی، فساد جسمی و روحی و چند ایراد جزوی دیگر، از هیچ نظر مشکل دیگری ندارد.
***
نظرات صاحبنظران را خواندید. حالا به نظر شما از یک چنین مسئولان روحافزایی جز همین اقدامات بیمارگونهای که دارند انجام میدهند، چه توقع دیگری میتوان داشت؟
گفت: خب طبیعییه، وقتی اونجا جنگ میشه لابد یه عده میترسن و فرار میکنن!
گفتم: نه دیگه نگرفتی... نکته اینه که توی این جنگ، خود اسرائیلیها و اعراب دارن آتیش میسوزونن؛ یعنی یهودیهای یمن این وسط دارن به آتیش خود دوستانشون میسوزن!
گفت: خب این که طبیعییه؛ چرا برات عجیبه؟
گفتم: عجیب نیست؟!
گفت: نه! دوستان توی این کارا سابقهدارن! مگه چند دهه نیست که اعراب خودشون دارن آتیش فلسطین و لبنان رو به نفع اسرائیل هی روشن نگه میدارن؟ اسمش رو هم میذارن حمایت از ملت یکپارچهی عربی!
گفتم... نه هیچی نگفتم خب!
جلال رازی
گفتم: خب به سلامتی اماراتیها هم عاقبت به خیر شدن!
گفت: چطور مگه؟ از بحران اقتصادی دراومدن؟
گفتم: نه، خبر رسیده که برای اولین بار اماراتیها توی یه نشست بینالمللی که در ابوظبی برگزار شده، پرچم اسرائیل رو هم نصب کردهن و جالبتر این که گفتهن این کار در راستای استقبال از هیات اسرائیلی و تاکید بر اصل تعامل با تمامی هیاتها (!) انجام شده!
گفت: خب حالا عاقبت به خیریش چطوریاست؟
گفتم: خب عزیز من شما هم تو باغ نیستی ها؛ این دوستان پاییندستی ما اصولا خیلیهاشون روابط زیرمیزی با اسرائیل رو دارن، ولی از ترس مردمشون و مسلمونهای کشورهای همسایه تکذیبش میکنن. حالا شما حساب کن چقدر شجاعت کردهن با این کارشون!
گفت: بله. منتهی اماراتیهای مهربون، اصلا حواسشون نیست که این دوستی با اسرائیلیها ممکنه براشون گرون تموم بشه. چون مردم که به مصلحتهای سیاسی کاری ندارن.
گفتم: ولی لابد از این به بعد کمکم پرچمهای بزرگتر هم نصب میکنن توی جاهایی که بیشتر توی دید باشه. ولی بهشون پیشنهاد بدیم لااقل توی همین موضوع هم رو بازی کنن! مثل جنگ ایران و عراق!
گفت: خب شنیدی که میگن به طرف گفتن دمر آب نخور، عقلت کم میشه! پرسید عقل چیه؟ گفتن هیچی تو آبتو بخور! ... حالا حکایت این رفقای ماست که وقتی بهشون میگی اسرائیل دشمن همهی ماست، میگن دشمن چیه؟!
جلال رازی ـ ویرایش دوم
برزو بیطرف
پس از ماهها و سالها و بلکه دههها، یک مجمع بینالمللی که اول اسمش هست «شورای حقوق بشر سازمان ملل»، توسط یک پیرمرد بازنشسته مهربان که اول اسمش هست «گلدستون»، داشت یک کار خداپسندانه میکرد به این ترتیب که گزارشی آماده کرده بود که طی آن برخی از جنایات اسرائیلیها در جنگ بیست و دو روزه غزه را در یک سند حقوقی افشا کند و قرار بود آن را برای بررسی به شورای حقوق بشر ارائه کند.
اما فکر میکنید چطور شد؟ آمریکا قضیه را وتو کرد؟ خیر. اسرائیلیها مانع قرائت گزارش در شورا شدند؟ ابداً. انگلیسیها بررسی گزارش را به تعویق انداختند؟ عمراً. سیا موساد و اینتلجنت سرویس تروریستهایشان را فرستادند سروقت گلدستون تا جرش بدهند؟ هرگز. هیچکدام. بلکه «دولت خودگردان فلسطین» درخواست کرد که این گزارش، در شورای حقوق بشر سازمان ملل بررسی نشود!
بعد از اینکه کلی تعجب کردیم، همکارمان را فرستادیم تا در همین رابطه با یکی از اعضای خودگردان این تشکیلات گفتگو کند. این گفتگو را با هم میخوانیم:
ـ آقای خودگردان، سلام.
ـ گیرم سلام. منظور؟
ـ شنیدهایم تشکیلات متبوع شما مانع از بررسی گزارش گلدستون در شورای حقوق بشر شده است.
ـ اینها همه شایعه است. تشکیلات ما فقط درخواست کرده که حالا اگر ممکن است شش ماه به اسرائیلیهای دوست و برادر مهلت بدهد تا بلکه خودشان خودشان را اصلاح کنند. اگر نکردند آنوقت یک فکر دیگری بکنیم.
ـ آنها شصت سال خودشان را اصلاح نکردند. چطور در این شش ماه میتوانند اصلاح کنند؟
ـ اولاً باب توبه به صورت چهارطاق باز است. از کجا معلوم؟ شاید هم کردند.
ـ ظاهراً کشورهای عربی با این اقدام شما مخالف بودهاند، اما شما از الکی عنوان کردهاید که آنها هم با شما موافقند. چرا همچین غلطی کردید؟
ـ سران کشورهای عربی را میشناسید. امروز یک چیز میگویند، شب میخوابند، فردا که بیدار میشوند یک چیز دیگر میگویند. کافی است دوستان آمریکایی و اسرائیلی سرِ کیسه را شل کنند، آنها هم بند تنبانشان شل میشوند. از خودمانند دیگر (خنده میکند)...
ـ شنیدههای ما حاکی از یک چیزهای دیگری هم هست.
ـ چه چیزهایی؟ یالا بگو ببینم.
ـ شنیدهایم اپراتور دوم کرانه باختری در اختیار برادر نخستوزیر تشکیلات خودگردان است و به خاطر اینکه برخی تجهیزات آنها که در گمرک اسرائیل ضبط شده، تحویل شما داده شود کوتاه آمدهاید و...
ـ اولاً غلط کرده هرکی گفته. ثانیاً اپراتور دوم نیست و اپراتور سوم است. ثالثاً برادر نخستوزیر نیست و پسر نخستوزیر است. رابعاً برخی تجهیزات ضبط نشده و همه تجهیزات ضبط شده. خامساً اینها چه ربطی دارد؟ سادساً یعنی ما به خاطر چهارتا تجهیزات در برابر برادران اسرائیلیمان کوتاه میآییم؟ سابعاً نهخیر. ثامناً ما با صدای بلند اعلام میکنیم این هیچ ربطی به آن ندارد. تاسعاً به قول شاعر «هرکس که این ندارد، حقا که آن ندارد». عاشراً هم ندارد. برو گم شو. اهلاً و سهلاً مرحبا.
اکبر رازی
گفت: " احمد ابوالغیط" وزیر خارجه مصر از توافق گروههای فلسطینی فتح و حماس برای آشتی ملی در بیست و ششم ماه جاری (اکتبر) خبر داده.
گفتم: لابد این بار هم مثل چندین بار گذشته این توافق به هم می خوره
گفت: اصلا این آشتی بین فتح و حماس کار خوبیه؟
گفتم: فکر نمی کنم فتح حاضر باشه از سادگی خودش دست برداره و حماس هم به نفعش نیست گوش به حرف فتح بده.
گفت: با این وضعیت دوستی این دو جریان کاری رو حل نمیکنه
گفتم: انسانی با یک خرس دوست شد. یک روز وقتی کنار هم بودند یه مگس روی صورت انسان نشست و خرسه برای اینکه اون مگس رو بکشه با سنگ زد توی صورت دوستش و هر دو رو با هم کشت!